این وبلاگ در این آدرس دیگر به روز نخواهد شد.

این وبلاگ در این آدرس دیگر به روز نخواهد شد.

دوستانی که میخوان آدرس رو داشته باشن و من یادم رفته بهشون بگم کامنت بزارن با آدرس وبلاگشون و ایمیل تا یه جوری بدستشون برسونم.

لاف در غریبی و ..وز در بازار مسگران!

لاف در غریبی و ..وز در بازار مسگران!

حقیقتش اینی که امین نوشته رو اونایی که آمریکا نشینن نمی دونم تا حالا تجربه کردن ولی واسه ماها اروپایی نشینان (خط کش رو حال میکنید که واسه تقسیم بندی های جوغرافیایی) کلن خیلی پیش میاد در روز چندین دفعه به کرات میشنفی که فلان آقای ایرانی یا بعضا خانوم شاخ غولی رو شکستن در ایران و با خودشون آوردن تا فرو کنن به ماتحت این مستکبران کافر.  به عنوان یه کامنت پر محتوی (؟!) برای امین نوشتم مشکل از عدم دقت به ضرب المثل بسیار با محتوای فارسی هست که در تیتر با اندکی تاخوذ به حیا آورده شده. به قول گلمریم حالا به جای گاف سه تا نقطه بزاریم پنداری مودبانه تر میشه. آها داشتم میگفتم که این عزیزان وقتی میان کشورای نوردیک خیلی خوب قضیه غریبی رو درک میکنن ولی حواسشون به سکوت ضایع این منطقه دنیا نیست که کوچکترین صدایی (..وز که جای خود دارد بنده خدا) اکو میشه و کلن اگه ماتحت طرف به فنا نره خیلی شانس آورده.

سال پیش یکی از عزیزان هموطن یه رزومه فرستاده بود خدمت بابای بچه و توش 5 صفحه (کور شم اگه به سوی این چراغ دروغ بگم) قلمفرسایی کرده بود و نوشته بود چه و چه و چه! اونم چی یه جوجه 24 ساله تازه فارغالتصیل که نهایتش اگه از همون ترم اول کار کرده باشه بازم 5 صفحه رزومه نداره. خلاصه بابای بچه گفت نه و من یه کم بهش توپیدم که شاید بنده خدا حالیش گفت با این چرت و پرتایی که سر کلاس من بلغور میکنه راه نداره این چیزی حالیش باشه. دردسرتون ندم اون درس رو سه دفعه امتحان داده هر سه افتاد و این یعنی خیلی افتضاح خیت شدن چون اون درس یک درس ساده و بیسیک مهندسی ایکس که باید تو ایران می گذرونده بوده باشد.

 

هه فک کردی اونایی که تو آکادمی هستن پشت هم کله پاچه بار نمی زارن؟