آرشیو برای آگوست, 2007
من خوبم.
من خوبم. چند روز اول عذاب وجدان داشت خفه ام می کرد. اولش سعی کردم به خودم به قبولونم که تقصیر سونا و دمای بالای صد درجه نبوده. تقصیر و ایراد کروموزومی چه می دونم سن بالا تو بگیر خر پیرگی بهم خوردن هورمونا هر چی دوست داری ولی سونای داغ اونم سه روز پشت سر هم نه.
اولش دلم می خواست پوست سر دکتر بیشعور و نرس احمق تر از خودش رو بکنم. چون یه ماینریتی 2.5 میلیون فنلاندی نسبت به سونا رفتن مقاوم هستن دلیل نمی شه که دمای زیاد اثری رو نطفه یا جنین در حال رشد نداشته باشه و بقیه اون یک میلیارد و خورده ای حرفشونو قبول کنن.
بعد کم کم قبول کردم که من تنها اشتباهم اعتماد به پزشکم بود همین. هنوز هم این احمقا زیر بار نمی رن ولی تو تمام سایت های بارداری آمریکایی حتی نگفته مواظب باشید نوشته از نوشیدن الکل کشیدن سیگار و سونا رفتن اکیدا خود داری کنید.
وقتی به پزشک خرم گفتم گفت آره آمریکایی ها فکر می کنن سونا بده!!!! دلم می خواست با مانیتور سونوگرافی بزنم تو سر پوکش.
گذشت. حالا من بهترم. دیگه مهم نیست که چی شد ولی اونقدرها هم که می گن اگه جنین سالم باشه هیچ اتفاقی نمی افته درست نیست. وقتی شما باردار هستید باید از خیلی موارد ریسکی خود داری کنید.
حالا کم کم می خوام از خوندن هام براتون بنویسم تو این چند وقته بیکار نبودم همش خوندم تا شاید یه سایتی بگه سونا بی اثر. شاید خیلی بهتر از غر غر مفت باشه.
هاه یه چیز دیگه من به پوست کلفتی خودمون ایمان آوردم. شاید ادمایی مثل ما که از همون بچه گی با مرگ غیر منتظره و غیر طبیعی اطرافیانشون طرف بودن پوستشون عین کرگردن میشه.
از ترس دیپرشن پریدم تو مطب روانشناسم که خب بعد از حرف زدن من گفت ری اکشن من عادی بوده و در ضمن تجویز کرد با تیپا بزنم دم ماتحت نداشته استاد راهنمای چلغوزم.
حالا من یک مادر داغ دیده ام که میخوام با استاد راهنمام بعد از شیش سال بهم بزنم.
دلم واسه خودم سوخیت.
این یکی خیلی سخته عین طلاق می مونه. درسته مردک پروکرستینیشن داره اساسی و درسته که پروژه من جزو اولین مهمترین کاراش نیست و همیشه پست پون میشه به وقت گل نی و ولی ادم خوبیه باسواد ومن خیلی چیزا ازش یاد گرفتم.
کاشکی از خر شیطون پیاده می شد و تاپیک متعلق به دوران پری کابرین رو بیخیال می شد
به هر حال دو جا مراجعه کردم برای تاپیک جدید و یکی شون همون روز اول استاده بهم تاپیک معرفی کرد و گفت که به من تو گروهشون احتیاج دارن و دیگری فردا پس فردا جواب میده.
………………………………………………………………………..
از همه تون که میل زدید و ابراز همدردی کردید تشکر می کنیم. خیلی خیلی بهم کمک کرد تا دوباره بلند شم. رسیدن ایمیل از دوستان یا مسیج و حتی از خواننده هایی که من نمی شناختمشون خیلی خیلی بهم دلگرمی داد.
پاندورا جان شین عزیز ته وار گل نگار مهربون سارا که اولین بار بود میل می زدی شکوفه جون از همتون ممنونم و ترجیح می دم همین جا ازتون تشکر کنم.
………………………………………………………………………..
حالا واسه اینکه به غیر عادی بودن ما ایمان بیارید به جوک های جدیدی که ما از از دست دادن توده سلولیمون ساختیم توجه کنید.
دو تا سناریو وجود داره که چرا توده سلولی ما خود کشی کرد.
همسر خان معتقده که بچه یه درخواست ژنتیکی برای مغز من فرستاده و وقتی نتیجه پنجاه در صد شبیه مادر من پنجاه در صد شبیه مادر همسر خان در اومده توده سلولی با قیچی بند ناف رو قطع کرده و قبلش گفته
that’s it. I’m not going out with this face!
سناریو دوم
مادر من ادم پر حرفی هستن و همسر خان معتقدن که به دلیل اینکه مادرم یه ریز درباره اطرافیانش در حال حرف زدن بودن توده سلولی با قیچی بند ناف رو قطع می کنه و قبلش می گه
that’s it. I can not stand this much bullshit!