آرشیو برای نوامبر, 2007
ورث کیس یا بدترین شرایط!
نه اینکه فکر کنید ما ادم بیکاری هستم ولی چون امروز را نتیجه گرفتیم از کارمان کلی قربان صدقه خودمان رفتیم گفتیم حالا که همسر خان در میهمانی تشریف دارند بیاییم منتی بر خلایق بنهیم و چند کلمه ای اندر احوالات زندگی برایتان مرقوم بفرماییم! راستش اولش می خواستیم تشریف مبارک را ببریم خانه دستی برای آخرین بار بر سر و گوشش بکشیم که شنبه آینده باید برویم خانه دیگری. بعدش دیدیم اوووووو وه کی می رود این همه راه را تا خانه همه اش ده دقیقه راه است منظورمان تمیز کاری بود! اوج تنبلی. بعضی وقت ها به این بری وندیکم در سریال زنان خانه دار بدبخت* مثل سگ حسودیمان می شود که اینقدر خانه اش تمیز است. بعدش گفتیم بمانیم هفته دیگر کار بسیار داریم حداقل کمی کار کنیم که خب کردیم و جواب گرفتیم و قربان خودمان هم چند دفعه رفتیم.
امروز صبح سر صبحانه سوال این دوستمان را برای همسر خان گفتیم. می دانید جوابش چه بود؟
می گوید تحت هر شرایطی منظور چیست؟ آیا شامل حالتی که اینتلیجنت سرویس مرا گروگان گرفته و ایشان یعنی همسر خان را تهدید کرده است که اگر با فلان به قول دایی جان ناپلیون سرجمت خوشگل و خوش بر و رویی که مسیول مرگ و زندگی من است فیزیکی به من خیانت نکند من را خواهند کشت هم می شود! ؟ زبان از توصیف این همه عشق و علاقه شوهرم قاصر است .خیانت به خاطر حفظ جان همسر. من که لال شدم تا چند دقیقه . قهقهه نه شیهه می کشیدم از فرط خنده.