این خبر را از طریق وبلاگ خانم کاموری یافتم. به نظرم خدا آمد. دفاعیه احمقانه طرف و وکیل ایرانی اش که گفته این موضوع به آینده علمی موکلش صدمه می زند خون آدم را به جوش می آورد. دانشجوی دکترای مهندسی توجه فرمایید یک دکتر بالقوه نه یک کارگر ساده بیسواد به یک خانم بیست ساله در آسانسور تجاوز کرده است. از آنجایی که تجاوز زمانی در فرهنگ اسلامی ما معنی واقعی تجاوز می دهد که طرف رابطه کامل فیزیکی بر قرار کرده باشد و چیزی که شاید بیشتر مورد تعجب ملت و متجاوز بدبخت قرار گرفته این است که در ایران دست مالی کردن جنس مونث تجاوز محسوب نمی شود و چه بسا اگر طرف را حتی تیکه تیکه هم کرده باشد باز هم احتمال زندان رفتنش صفر است. این جمله ای که خطاب به خبرگزاری ها گفته برایم جالب بود. زنان در کشور من پوشیده اند و شما که تصور نکرده اید مردان بتوانند با دیدن سینه لخت یک زن واکنش نشان ندهند! چرا دقیقن تصور کرده ایم که باید بتوانی خودت را کنترل کنی وگرنه بیمار هستی. می دانید که سینه لخت یعنی مثلن این ریختی! فکر نمی کنم طرف در دانشگاه لخت سر و کله اش پیدا شود که حتی اگر شده بود باز هم این دلیل خوبی برای مورد تجاوز واقع شدن نیست!
شوهرم باور نمی کند می گوید مگر می شود!؟ فقط می گویم زن ایرانی نبوده ای که بدانی! راستش تصوری از زن فرنگی ندارم. می گوید حتمن گریز انتومی زیاد دیده است فکر کرده آسانسور جای این کارهاست!
یاد خانم جوان یکی از دوستان خانوادگی والدینم افتادم که جلو پسران خردسالش تاپ و دامن کوتاه می پوشید و به مادرم گفته بود هر چه از بچه گی به آزاد بودن زن عادت کنند بهتر است تا فردا پس فردا با دیدن دختر مردم حالی به حالی بشوند هر چه محدودتر بدتر.
باور می کنید اینجا زنان با دو تیکه ای سوار دوچرخه می شوند و کسی حتی نگاهشان نمی کند با هم استخر می روند باز هم همین طور. در ساحل اسپانیا طرف تاپ لس بود و درست که همه مردان داشتند با نگاهشان می بلعیدندش ولی کسی حتی جرات تزدیک رفتن نداشت! و آن وقت در ایران لای چارقد و چادر و مانتوهای گل و گشاد باز هم دستی برای تجاوز هست.
آی کاش سردمداران بیمار مملکت اسلامی به جای چارقد سر ملت کردن با چکمه دختران کم سن و سال حال و حول کردن کمی اخلاق فقط کمی اخلاق یاد این نسل جدید بعد از انفجار نور می دادند! دیگر نورش دارد کم کم باعث کوری می شود حتی در کانادا کمی این فیتیله را بکشید پایین لطفن.
پی نوشت
کامنت های وبلاگ نازلی را از دست ندهید. یکی نوشته است همه جا از این اتفاقات می افتد ولی خبرگزاری ها روی ملیت طرف تاکید بسیار داشته اند و این در طولانی مدت باعث بروز نژادپرستی می شود.
به نظر من این حرف درست نیست.خبرگزاری ها روی ملیت طرف تاکید داشتند چون فرد مربوطه وضعیت موجود در کشورش را دلیل رفتارش دانسته بود! وقتی دنبال عکس طرف می گشتم به تصور این سناریوی طنز که طرف یحتملن فکر کرده است خیلی آنتونی باندره آس است و هر دختری در صورت بوسیده شدن از فرط خوشی غش خواهد کرد رسیدم به این وبلاگ کانادایی. همه را با یک چوپ نزده بود و در ضمن خواهان مجازات بیشتر طرف بود و در واقع همان جمله لعنتی که رفته است روی اعصاب من و بقیه اعصاب طرف را هم بهم ریخته.
اینجا هم پیش آمده که یک ایرانی با توسل به خارجی بودنش هر غلط نامربوطی کرده و کمترین مجازات را برایش در نظر گرفته اند در حالیکه اگر یک سیتی زن همان کارها را کرده بود ابویش را می دادند خدمتش!
پی نوشت پی نوشت
دلم برای استاد ایرانی بدشانسش خیلی سوخت. آی تیری پل ای را چک کنید می یابیدش. از این به بعد به تمام اساتید ایرانی پشنهاد می شود در صورت گرفتن دانشجوی ایرانی آن را از هر لحاظ تست کنید به خصوص تمایل به کارهای انتحاری از این دست!
لینک های مرتبط
پی نوشت پی نوشت پی نوشت!
کار این آدم از طرفی درست ربطی به ایرانی بودنش ندارد ولی از طرف دیگر وضعیت موجود در ایران اگر باعث این اتفاق نباشد نقش مهمی در افتادنش داشته است. وضعیت موجود در ایران خفقان آزادی جنسی و استفاده از آن برای سرکوب بیشتر ملت نتیجه اش آبروریزی از این دست است. قبول کنیم که مردم ایران مذهبی هستند و در صد بالایی از آنها حجاب زنان و دخترانشان از نان شب برایشان واجب تر است و این یکی از دلایل پایداری سی ساله دولت فعلی است. من فرهود را نمی شناسم ولی فرض می کنیم طرف از سلامت روانی برخوردار است و در محیط مذهبی کشور و علاوه بر آن خانواده مذهبی بزرگ شده فقط فرض کنید. همیشه زنان را پشت چادر اگر حزبل اللهی باشند که از پشت یک عینک ضخیم و یک دماغ دیده است این تنها شناختی است که از زن دارد. در خیابان زن بد حجاب برایش من و تو بوده ایم با روسری که کمی عقب رفته ولی چیزی از دامن کوتاه و لباس باز نمی داند. در مدرسه و دانشگاه از جنس مخالف همیشه جدا بوده است. هرگز فرصت دیدن یک زن را به عنوان اینکه یک انسان است نداشته خب از دید این آدم یک سینه کمی لخت حالش را خراب می کند. باور می کنید یا نه همکار سابق من که مادرش در حد یک حجت الاسلام در حوزه تلمذ کرده بود دوست پسر گرفتن با پسرها رقصیدن برایش مساله شده بود. این آدم متاهل بود از آن ازدواج های سنتی و مذهبی توامان. من و همکار دیگرم برایش دنیای دیگری بودیم. باور می کنید یا نه طرف زندگی اش سر همین قضیه در شرف از هم پاشیدن بود. او هم برای ما دنیای دیگری بود با این تفاوت که او می خواست مثل ما باشد و ما نه! ایرانی بودن این آدم در پیش آمدن این ماجرا می توانسته تاثیر خیلی بزرگی داشته باشد. طرز فکر ایرانی که زن خارجی برایشان در حد فاحشه است چون طرف در روابطش آزاد است خب این هم دلیل دیگری برای اینکه جناب فرهود خان فکر کند فقط یک لحظه بود منظوری نداشته است همان طور که چند ماه پیش فرموده بودند. لابد فکر کرده دختر با همه می خوابد حالا چرا او از این خان گستره نعمت بهره نبرد.
می دانم برای دوستانش سخت است و احساسشان را درک می کنم و برایشان احترام قایلم ولی مردهای توی تاکسی هم قطعن دوستانی دارند و فامیلی که قبولشان دارند.
پی نوشت پی نوشت پی نوشت پی نوشت
ایشان ظاهرن دو سال کانادا بوده اند پس تیوری ندید بدیدی کاملن منتفی است. این کامنت هم از طرف یک خانم است پایین همین پست.
salam
man oun pesar ro mishnasam va dar oun shahr moddati zendegi kardam, moteassefane in pesar dafe avalesh ham naboude. sabkhune ghablish ouno be jorm e inke dokhtaresho booside boud biroon karde. mozu ine ke age in ettefagh baraye man ke ye dokhatre iraniam too iran mioftad hame migoftan hatman irad az khodete. kash farhood o amsal farhood ha pedareshoun dar biad ke in ghalat ha az sareshoun biofte
من دیگر چیزی نمی گویم قضاوت با خودتان.



تجاوز نبودهها! البته طبق اونی که ما خوندیم
…………………………………………………………..
می دانم فقط یه بوسه از سر شوق بوده و نوشتم که در فرهنگ ما خود خود تجاوز تجاوز محسوب نمی شود چه برسد به این! شما فقط حرف مرا تایید فرمودید. مرسی!