آرشیو برای آوریل 5, 2008

مثبت و منفی.

یک موردی مدت ها ذهن من را به خودش مشغول کرده بود. آدم ها و نگرششان به دنیا و نحوه زندگی شان. آدم های مثبت در همه حال و همه شرایط آدم های شادی هستند و از هر موقعیتی لذت می برند. البته لازم به ذکر است که آدم صد در صد مثبت نداریم ولی منظور آنهایی است که ضریب مثبتیتشان بالا است.

آدم ها ی منفی هیچ وقت تحت هیچ شرایطی و هیچ چیزی خوشحالشان نمی کند. این جور آدم ها بین اروپایی ها به پارتی پوپر معروف می شوند و بعد از مدت بسیار کوتاهی تقریبن دیگر کسی با آنها نشست و بر خاست نمی کند و منزوی می شوند. در ایران الانش را نمی دانم ولی آن وقت ها که ما بودیم به هر بدبختی که بود طرف را اگر زن بود به خاطر شوهرش که احتمالن آدم خوبی بود و اگر مرد بود به خاطر زنش در جمع تحمل می کردند و خب هر از گاهی هر باری که یک حرف مفت از دهان طرف خارج می شد یک سری پسغام و پیشغام از طریق دوستان نزدیک تر برایش می فرستادند که لطفن با عرض پوزش از خواننده گان گاله را ببند وگرنه دیگر در جمع راهت نمی دهیم.

موردی که برای من سوال شده اینکه زن یا شوهر آدم هایی که من در دسته منفی ها دسته بندیشان می کنم چگونه تحملشان می کنند. اگر عین هم باشند که خب جای سوال نیست ولی فرض کنید یک آدم شاد خوشحال و مثبت یک عمر با یک ضد حال زندگی کند. فرض کنید مثلن زنی یا شوهری دارید که از صبح تا شب به جانتان غر می زند از هیکل شما و کل دوستانتان ایراد می گیرد مانع درس خواندنتان است مانع خوشحالی تان می شود از خنده هایتان ناراحت است دایم در حال غر غر کردن و قضاوت کردن بقیه مردم. کاری ندارم که این آدم ها چرا اینجوری هستند فقط شوهر زن یا پارتنر زندگیشان چگونه تحملشان می کنند برای من سوال شده است و اینکه تا کی می توانند این ادم ها را تحمل کنند. حتی کارفرمای منفی جلو خلاقیت کارمندش را می گیرد پارتنر که جای خود دارد.

اینجور زندگی ها سالم نیست. فرض بگیرید بچه داشته باشید و دایم یک آدمی یک ریز غر بزند که نکن بکن چرا اینکار را کردی اه دنیا چه جای بدی است وای تو چقدر خنگی و الخ…..! بچه بدبخت با آی کیوی انیشتین می شود یک منگول خیلی خیلی معمولی.

راستش من دوستان دختر زیادی ندارم ولی تا جایی که ممکن است آنها را از بین آدم های مثبت انتخاب می کنم. آدم هایی که حداقل اگر حالشان خوب نبود به جای تزریق افکار منفی یا ایراد گرفتن از من و امثال من خفه شوند و حرف نزنند! این مرض منفی گرایی بین مرد ها کمتر دیده می شود یا حداقل من متوجه نشده ام!

چیزی که برایم جالب است اعتماد به نفس این حضرات است. فکر کن به یکی بگویی شکم داری یا چاق هستی بعد خودت را یکبار هم توی آینه دید نزده باشی و هیکل قناست را ندیده باشی خیلی خنده دار است. من می گویم کسی حق ندارد دیگران را قضاوت کند ولی اگر اینقدر خر بود که کرد حداقل باید به سیندی کرافورد بودن خودش یا آنا شاراپوا بودنش مطمین باشد.

حالا شما جزو کدام دسته هستید منفی یا مثبت؟ و پارتنرتان چطور؟ دوستانتان؟ والدین تان؟