آرشیو برای سپتامبر 18, 2008
انقلاب ما برای آزادی مردم بود!
دخترک اهل اروپای شرقی است از بین همه دوستانم یکی از بهترین هاست. شاد سرخوش و رک است در حالیکه سعی می کند بی ادب نباشد گستاخی خاصی در حرفهایش موج می زند که او را خواستنی تر می کند.
مدتی است که با هم قرار میگذاریم که راه برویم. صحبتمان گل انداخته که یک دفعه نمی دانم چه می شود که بحث می کشد به اینکه اگر بخواهد برود ایران باید روسری اجباری سرش کند. پس از چند ثانیه ناباورانه می پرسد حتی من که مسلمان نیستم باید سرم کنم می گویم البته. آن حجاب لعنتی برای همه اجباریست! پس از لختی من و من می گوید فلانی من چند هفته پیش یک مستند در بی بی سی دیدم که یک خانم را نشان میداد که راننده اتوبوس بود جمله ای این زن گفت که برایم کمی سوال برانگیز بود می توانم از تو بپرسم؟ می گویم البته. می پرسد طرف گفت این شغل راننده اتوبوس بودن را انتخاب کرده چون شوهرش هم موافق بود و من این برداشتم را کردم که اگر شوهرش موافق نبود این خانم راننده نمی شد درست فهمیده ام؟ در تاریک و روشن لامپ های کنار جاده سعی می کنم در چشمان سبزش نگاه کنم و می گویم درست فهمیدی. اگر شوهر بخواهد حتی می تواند زنش را خانه نشین کند یا فرضن اگر شوهر من علی رغم اینکه به من تمام حقوق خارج از کشور بودن را تفویض نموده می تواند برود ایران بگوید نمی خواهم زنم خارج باشد و همان لحظه ای که پایم برسد به آن سرزمین ممنوع الخروج می شوم مگر آنکه از خر شیطان پیاده شود یا با هزار بدبختی و بیچارگی طلاقم بدهد که آن هم منوط به کلی اما و اگر است.
می گوید مرا ببخش به خاطر سوالم ولی عین این سوال را از فلان همکار مرد ایرانی ام پرسیدم به من گفت نه اینطور نیست و در ایران زنان کلی حق و حقوق دارند مثلن 60 درصد فارغ التحصیلان زن هستند و من حس کردم به شعورم توهین شده یا من خیلی منفی نگر هستم نسبت به اوضاع کشورت برای همین میخواستم مطمین شوم که برداشتم از آن مستند درست بود.
می خندم می گویم این همکارت نگفت که پارلمان بیکار ایران هر از گاهی یک حمله گاز انبری می کند تا زنان را خانه نشین کند؟
گفت چیز دیگری که من را به شگفتی واداشت این بود که به من گفت انقلاب ایران برای آزادی مردم بود و ما الان خیلی از دوره قبل از آن خوشبخت تریم! گفتم از او نپرسیدی چرا شین* زندگیش را گذاشته کف دستش و فرار کرده است؟ نپرسیدی این آزادی چرا به شین حق انتخاب مذهبش را نداده؟
گفتم باید می پرسیدی این ما منظورش دقیقن چه کسانی است؟ آدم هایی که بیگناه کشته شدند در هرج و مرج انقلاب یا مخالفینی که به جرم دگر اندیشی سر از قبرستان و زندان در آوردند و می آورند یا کسانی که سوار موج انقلاب شدند و به نوایی رسیدند؟
یاد بحث هایمان افتادم که همین حضرت والا در آن از طرف پدربزرگش کوت میکرد که نور به قبر شاه ببارد که ملتی را از بدبختی نجات داد! یادم می آید که در بحث ها همیشه خودش را فمینست جا می زد یادم می آید که می گفت باید جلو خارجی ها خودمان باشیم و واقعیت ها را وارونه نشان ندهیم!
و هزاران یادآوری که مخالف تمام شنیده هایم از دخترک چشم سبز است.
واقعن چه می شود که سعی می کنیم به طرز احمقانه ای واقعیت را وارونه جلو دهیم و به شعور طرف غیر ایرانی مان این قدر راحت توهین کنیم.
چه می شود که فکر می کنیم با گفتن جفنگیات غیر واقعی می توانیم خودمان را در جامعه فرضن اینترنشنال جا بیاندازیم؟ چرا از پذیرفتن حقایق جامعه فعلی ایران اینقدر عاجزیم؟
نتیجه اخلاقی
ایرانی دروغ نگوید زندگیش نمی گذرد!
نتیجه غیر اخلاقی
جوک سال زنان در ایران حقوق تمام و کمال دارند پس ای جنبش زنان بروید کشک بسابید!
نتیجه حقیقی به تلخی بادام تلخ
این دولت برخواسته از این ملت است. به قول مظفرالدین میرزا بیله دیگ بیله چغندر ما که صدراعظم بیسمارک نداریم که ناقاش باشی آنچنانی بخواهیم!** به عبارتی ما که مردممان اینگونه فکر می کنند دولتمان هم باید همین باشد !
نتیجه گیری انتخاباتی
احمدی نژاد کاندید محبوب من برای ریاست جمهوری بعدی. مردم ما کشش امثال خاتمی را ندارند.
نتیجه انیترناشنال
با گفتن این مزخرفات فقط خودتان را سه می کنید و بس.
* شین یکی از بچه های مقیم اینجاست
** برگرفته از فیلم کمال الملک