حقیقتش اینی که امین نوشته رو اونایی که آمریکا نشینن نمی دونم تا حالا تجربه کردن ولی واسه ماها اروپایی نشینان (خط کش رو حال میکنید که واسه تقسیم بندی های جوغرافیایی) کلن خیلی پیش میاد در روز چندین دفعه به کرات میشنفی که فلان آقای ایرانی یا بعضا خانوم شاخ غولی رو شکستن در ایران و با خودشون آوردن تا فرو کنن به ماتحت این مستکبران کافر. به عنوان یه کامنت پر محتوی (؟!) برای امین نوشتم مشکل از عدم دقت به ضرب المثل بسیار با محتوای فارسی هست که در تیتر با اندکی تاخوذ به حیا آورده شده. به قول گلمریم حالا به جای گاف سه تا نقطه بزاریم پنداری مودبانه تر میشه. آها داشتم میگفتم که این عزیزان وقتی میان کشورای نوردیک خیلی خوب قضیه غریبی رو درک میکنن ولی حواسشون به سکوت ضایع این منطقه دنیا نیست که کوچکترین صدایی (..وز که جای خود دارد بنده خدا) اکو میشه و کلن اگه ماتحت طرف به فنا نره خیلی شانس آورده.
سال پیش یکی از عزیزان هموطن یه رزومه فرستاده بود خدمت بابای بچه و توش 5 صفحه (کور شم اگه به سوی این چراغ دروغ بگم) قلمفرسایی کرده بود و نوشته بود چه و چه و چه! اونم چی یه جوجه 24 ساله تازه فارغالتصیل که نهایتش اگه از همون ترم اول کار کرده باشه بازم 5 صفحه رزومه نداره. خلاصه بابای بچه گفت نه و من یه کم بهش توپیدم که شاید بنده خدا حالیش گفت با این چرت و پرتایی که سر کلاس من بلغور میکنه راه نداره این چیزی حالیش باشه. دردسرتون ندم اون درس رو سه دفعه امتحان داده هر سه افتاد و این یعنی خیلی افتضاح خیت شدن چون اون درس یک درس ساده و بیسیک مهندسی ایکس که باید تو ایران می گذرونده بوده باشد.
هه فک کردی اونایی که تو آکادمی هستن پشت هم کله پاچه بار نمی زارن؟
من شرط می بندم این یارو که 3 بار افتاده، رفته پشت سر بابای بچه کلی هم حرف زده که این بابا چیزی نمی دونه و من الم و بلم


یعنی اگه غیر این باشه شک می کنم؛ اینا همشون هم همینجورند.
یادمه توی ایران هم که بودم کسی ازم تعریف نمی کرد
البته دلیلش مشخص بود؛ چون کافی بود یکی برگرده بگه مثلا امین خدای یک چیز کوفتی خست؛ بعد من بهش می توپیدم که تو توی فلان چیز چقدر حالیته؟ طرف می گفت هیچی؛ بعد می می گفتم، پس از کجا فهمیدی من اینقدر حالیم هست؟
سر همین بود که کسی هم از من تعریف نمی کرد
از این اخلاق خیلی بدم میاد
این پشت کله پاچه پشت هم رو بگذار برات یک خاطره تعریف کنم؛ یکبار استادم زیرآب یک استاد دیگه رو جلوی منغ پیش یکی زد؛ اونجا بود که فهمیدم که ای دل غافل، اینجا هم همون جریانات هست ولی با سیاست بسیار بیشتر
بعدا هم که اون درس کذایی رو بهمون دادن فهمیدیم که ای بابا اینا اون موجودات نایس ساده نیستند, اصل کاریشون زیر زمینه
امین یه دفعه استادی که تو سوئد باهاش همکاری میکردم واسه اینکه افتخار همکاری نصیب من غیر سوئدی (من رسمن دانشجوش نبودم) نشه زیر آب من جلو خودم زد! یعنی رسمن فکم رو زمین بود ها! اون روزا من هنوز تو توهم دنیای زیبا زندگی میکردم گرفتم به خودم که این استاد میدونسته که من هیچی حالیم نیست لابد برای همین غضنفر غضنفر نژاد رو جای من معرفی کرد به یارو آلمانیه بعد نگاه کردم دیدم من حداقل رو اون موضوع کار کردم کسی که از همون دانشگاه جای من معرفی کرد حتی رو اون موضوع کار نکرده بود! پس نمی تونست بهتر از من باشه. مث این بود یه پزشک رو زیر آبشو بزنی بگی بیا این فلانی دکترای جغرافی داره خیلی بهتر با این همکاری کنی!
الانم که کلن پشت سر من و بابای بچه کلی حرف هست همین جوریش. یارو چند سال پیش وسط دکتراش اومد رفت با استاد بابای بچه حرف زد بعد به هر دلیل (من فک میکنم بیشتر مالی و اینکه بک گراند طرف اتومیشن و اینا هم بود) نگرفتش من ازش خوشم نمیاد ولی آدم بیسوادی نیست ولی آدم رسمن مزخرفیه ها اون وخ زن چیز خلش با خودش همه جا رو پر کردن که آره اینا زیر آب منو زدن! آخه یکی نیست بگه بزغاله آخه زیر آب رو وقتی میزنن که طرف همکار باشه نه اینکه از راه نرسیده ولی خب کافر همه رو به کیش خود پندارد دیگه لابد!
واقعا سوئدی ها اینطوریند. من که ازشون می ترسم



من این روزها یک عادت بد پیدا کردم که باید ترک کنم
همیشه سوراخ های وب سایت ها برام جالب بوده؛ حالا سوراخ های سایت دانشگاه رو پیدا کردم؛ هی وسوسه می شم می رم نمره بچه ها رو می بینم
چقدر خالی بستند ملت درباره نمره هاشون
آخه اینجا نمی تونی نمره کسی رو بفهمی؛ البته این عادت بد رو باید ترک کنم؛ ولی خیلی سخته
…………………………………………………………….
ایول امین. به من بگو چطوری میبینی من فقط مال جاهایی که با اسم نمرات رو میزنن رو می بینم. یه جاهایی با شماره دانشجویه که اکثر اوقات ندارم.