مهاجرت و بچه دار شدن.
این چیزایی که در ذیل میاد تجربیات شخصیه من و ممکن برای همه قابل استفاده نباشه.
چیزی که برای ما شرقی ها به خصوص ایرانی جماعت جا افتاده سن بچه دار شدن. همه هولن که تا قبل از سی سال حتمن حتمن حتمن بچه دار شن. این هیچ اشکالی نداره به شرطی که والدین هر دو از لحاظ اقتصادی و روانی آمادگی پدر مادر شدن رو داشته باشن. بچه ای که زیر سی سالگی مادرش متولد بشه احتمال سندرم داون کمتر ولی هیچ تضمینی برای سالم بودن بچه نیست یا باهوش بودن بچه. زوجی رو می شناسم که در 22 سالگی بچه دار شدن و متاسفانه بچه مشکل مغزی داشت و مجبور شدن بچه دو سه ماهه رو جراحی مغز بکنن.ژنتیک این وسط خیلی خیلی مهم.
سلامت جسمی بچه خیلی خیلی مهم ولی سلامت روحی اش از اون هم مهمتر. اینکه کسی صرف این موضوع بچه دار شه بدون آمادگی روحی بزرگترین ضربه رو بچه اش خواهد خورد و نتیجه فرق چندانی با یه بچه مشکل دار نداره. چه بچه شما مشکل روحی داشته باشه چه جسمی بالاخره عذاب میکشه و خودتون هم همین طور.
شرایط اقتصادی خیلی خیلی مهم. جاهای دیگه رو نمی دونم ولی اینجا سیستم سوسیال عالیه ولی بازم پول نداشته باشی فرضن اگه یه مشکل نسبتن قابل تامل پیش بیاد فرضن مثل دختر دوستم ریه های حساس بخواید به هوای سیستم سوسیال بشینید بچه انواع و اقسام بیماری های ریوی رو دِوِلُپ داده رفته پی کارش. یا یه مشکل به ظاهر خیلی خیلی ساده و بسیار شایع بین نوزادان آلرژی به غذاست. من شخصن چهار مورد در اطرافم می شناسم و سه تا هم شنیدم که بچه به مواد لبنی و در حالت اِکستریم به حتی برنج و سیب زمینی که مادر میخورده حساسیت داده و پدر و مادر مجبور شدن براش شیر مخصوص تهیه کنن که جعبه ای 80 یا 90 یورو و خب فکر کنید برای این خرج شما پشتوانه کافی مالی نداشته باشید. چیکار میکنید؟ گدایی؟ برای همین نباید دست و دلتون برای 100 یورو ویزیت دکتر بلرزه. این جون و سلامتی بچه اتونه که مطرح نه فرضن فلان لباس گل گلی برای مهمونی فلانی که اگه نباشه یا نخرید اتفاقی نیوفته. اقتصاد یه نقش دیگه هم داره و اون اینکه یه امنیت نسبی برای والدین ایجاد میکنه که خودشون آرامش بیشتری دارن و بچه هم آرومتر خواهد بود.
حالا منظور من از سلامت و آمادگی روحی چیه؟ قبل از هرچیز اگر هر نوع بیماری مثل افسردگی دارید و در مرحله قرص مصرف کردن هستید مطلقن بچه دار نشید حتی اگه بدونید که فرضن این آخرین شانستون و ممکن هیچ وقت طعم مادر شدن رو نچشید. افسردگی مادر تاثیر مستقیم روی افراد دور و بر و قبل از همه بچه میزاره و اگر قرص مصرف می کنید این قرص ها اعتیاد اور و برای جنین خطرناک.
آمادگی روحی یعنی بدونید که چرا بچه داره میاد. اگر دلایلتون از دلایل پایین دورشو خط بکشید هنوز آماده نیستید.
یک
زن و شوهر با هم نمی سازن بچه دار شیم که مشکلات حل شه.
توضیح جانبی
بچه وقتی بیاد تمام انرژی و علاقه طرفین رو می گیره اگه حتی شکافی توی رابطه تون باشه تبدیل به دره میشه. و اگه در شرف جدایی باشید اومدن یه موجود بی گناه براتون تصمیم گیری رو سخت تر میکنه نتیجه میشه یه زندگی با عرض پوزش سگی بدون علاقه و طلبکار بودن همیشگی تون از بچه و یه بچه با مشکلات بیشمار.
دو
والدین بزرگ فشار آوردن نوه میخوان
توضیح جانبی
بچه رو قرار شما بزرگ کنید ساپورت کنید و تربیت کنید و این شما هستید که باید تصمیم بگیرید که بیاد یا نه. اگر نتونید جلو اونا رو بگیرید هیچ وقت نمی تونید مادر یا پدر خوبی باشید چون اون بچه رو همیشه سعی میکنید جوری بار بیارید که رضایت والدین خودتون رو داشته باشید و این تنها پی آمدش نیست.
سه
دوستم بچه دار شده.
توضیح جانبی
شما هنوز به بلوغ فکری نرسیدید که بچه ماشین فلان مدل خونه فلان جا و لباس مارک فلان نیست که بخوایید سر کل کل و حسادت و رقابت های شخمی یا به قول مرحوم دکتر رضا تستیکالی بوجودش بیارید
چهار
دیر داره میشه
توضیح جانبی
برای چه کاری داره دیر میشه. …یدن به روح و روان بچه نگون بخت یا زندگی خودتون یا چی؟ همون طور که گفتم زیر سی سال بودن ریسک مشکلات رو کم میکنه ولی تضمین نیست. اینجا از همه مادرها تست خون و اولتراساوند برای تخمین ریسک داون سیندرم میگیرن و برای مادرهای بالای 35 سال تست مایع دور جنین اجباری. معمولن میگن ریسک سندرم داون از 35 سال تصاعدی زیاد میشه. نتیجه تست من توی جدول با یه مادر بیست و چهار ساله یکی بود. به آپشن های دیگه مثل فرزند خواندگی هم فکر کنید روش بحث کنید که در صورتی که نتونید به موقع بچه دار شید حداقل یه عمر حسرت مادر شدن براتون نمونه. یه موردی رو از تجربه خودم براتون بگم. وقتی بچه به دنیا میاد مادر اون احساسی که همه میگن رو نداره. من از دوستام پرسیدم حداقل از هر نژاد و ملیتی بلا استثنا گفتن که تا یکی دو ماه اول اون علاقه به خصوص ایجاد نمی شه و واقعن اینی که میگن هیچی بچه خود آدم نمی شه از من قبول کنید حرف چرتیه. اگر فرضن به جای پسرم به من یه بچه آفریقایی میدادن مطمئنم همونقدر دوستش می داشتم که الان پسر خودمو دوست دارم اگر نمی تونید بچه دیگه ای رو به فرزندی قبول کنید حتی تو ذهنتون مطمئن باشید از لحاظ روحی آمادگی لازم رو ندارید.
من میتونم سعی کنم درک کنم خانومی که فرضن 34 سالش حتی شرایط خیلی مناسبی نداشته باشه و بچه دار شه چون بعد از سی و پنج سال ریسک سیندرم داون تصاعدی بالا میره ولی فرضن یه خانوم 28 ساله تا حداقل 34 یا 35 جا داره و دیر نمی شه اگه شرایطش رو ندارید صرف این موضوع بچه دار نشید جدی میگم آسیب روحی که به بچه وارد می شه بعضی وقتا با مشکل سندرم فلان و بهمان برابری میکنه. و وقتی دارید مهاجرت می کنید به این موضوع خوب فکر کنید. بعضی آدم ها براشون ممکن مهم نباشه من روی سخنم با اونا نیست.
به نظر من برای بچه دار شدن نباید دلیل داشته باشید. منظورم رو نمی دونم چه طوری بگم که سو برداشت نشه. دلیل نداشتن به معنی هپلی هپو بچه زاییدن نیست. منظورم اینکه واقعن قلبن و روحن بخوایید که عشقتون رو و وقتتون رو صرف یه موجود دیگه بکنید و اینکه این بچه مال کیه مهم نباشه شما دلتون بخواد از یکی حمایت کنید بهش محبت کنید و عشقتون رو بدون توقع و بدون چشم داشت نثارش کنید. قطعن همیشه واسه بچه دار شدن یه دلیل خودخواهانه هست ولی سعی کنید حداقل این 4 یا 5 مورد الکی فوق نباشه.
این قضیه آمادگی روحی فقط صرف مادر نیست پدر هم باید آماده باشه اگه یکی از والدین آماده نباشه بچه داری براش تبدیل به یه تجربه تلخ میشه که در بعضی موارد من دیدم که طرفی که بهش فشار اومده تحت هیچ شرایطی حاضر به تکرار نبوده و هیچ وقتم شریکشو به خاطر اینکه اون همه فشار بهش اومده نبخشیده و رابطه دو نفر تا ابد خدشه دار مونده.
و در پایان روی سخنم فقط با خانوم هاست. بچه دار شدن قبل از هر چیز زندگی شما رو تحت تاثیر قرار میده این شمایید که باید شیر بدید مواظبش باشید حمومش کنید دایپر عوض کنید وقت بزارید و …. اگه همسرتون جزو مردایی که فقط نیم ساعت با بچه سر و کله میزنه و بقیه اش میمونه برای شما دو برابر روی موضوع بچه دار شدن و زمانش فکر کنید. شوهر من صبح به صبح دایپر بچه رو عوض میکنه مگر موارد به خصوص (…ن بچه تا پس کله اش بالا اومده باشه و باید شسته بشه این یه قلم من حتی اجازه ندادم مادرم بشورتش) وقتی از سر کار بر میگرده بازم بچه رو میدم دستش یه سه چهار ساعتی نگهش داره شبا می خوابوندش و یک ماه و نیم اول شاید باورش براتون سخت باشه ولی من حوصله آروغ گیریش رو نداشتم شده بود که دو ساعت تپ تپ زده بود پشت بچه تا یه آرووووووووغ بزنه و خیلی کارای ریز و درشت دیگه ولی بازم من مسئول بیشتر کاری بچه ام. بازم این منم که باید مرخصی زایمان رو بگذرونم این منم که از کارم زدم و این منم که احتمالن وقتی برگردم سر کارم باید بیشتر حواسم به وقت و زمان باشه.
اگه مورد دیگه ای یادم اومد اضافه می کنم. اگر کسی هم که ایران زندگی میکنه دوست داشت بنویسه تجربه اش رو در اختیار بقیه بزار.